از ماست که بر ماست
اندیشه
ببین دیازپام ده خوراندهاند گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر از سهراه آذری گذر ز کار و بار و یار و دلبر گذر دود سیگار را بگیر به عرش رو دود سیگار را ببین برو بمیر عر بزن، ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر جسم خود سهراه آذری ببر برون نیا ز سر، ز همسر زمادر گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر ببین چگونه جان مشوش است، عدد بده ببین ببین ببین ببین ببین ببین دلت به انتظار چشمهاست، عدد بده نرو به زیر کار و بار دلبران، گران چست و چابکی چنین که خشم دردهی گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر برو ونک به گوشهای نشین و ساز زن ببین ببین ببین ببین ببین ببین ببین دیازپام ده خوراندهاند خلق را مچاله شو به جوی آب شو روان، عدد بده عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده چه ماندهاست در برت فقط ندای ماندولین انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و ژاولین و زاغلین و صاحبین و مومنین و ... گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر آی مرد سامری خفن شدی گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر - سکوت بهترین شکل بروز تمسخر است.(برنارد شاو) - گاهی فکر می کنم جنگ روش خداست برای یاد دادن جغرافی به ما. - تجربه نامی است که همه مردم روی اشتباه هایشان می گذارند.(اسکار وایلد) Don't worry about losing. If it is right, it happens - The Main thing is not to hurry. Nothing good gets away. ~John Steinbeck
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
از دود و سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سهراه آذری گذر
ز کار و بار و یار و دلبر گذر
فرش زیر پای را فروش
ز سر ز همسر گذر، ز مادر گذر
ز ما، ز ما، ز مادر گذر
زیر پای را ببین، ز جان گذر
ز جان، ز خانمان گذر
کوبهی سفالیات بر در بزن
گشوده شد چو در، ز در گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر
شمال شهر را بکش، بِکش به دشت آمپول و ساقیان و در گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ز جان، ز خانمان
ز جان، ز جان
ز خانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
ببین شهید شد برادرت، عدد بده
ببین که نیستی عدد، نود بده
ز صد گذر
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
دلت به انتظار چشمهاست...
ببین جهان چگونه کرده است، راست
نرو نرو نرو، نرو به زیر کار و بار دلبران گران
خزان شدی و سست و زرد
از کران تا کران
دلت چه شد، دلت چه شد
به باد رفت
تمام ایدهها و آرزو، ز یاد رفت
ز جان گذر
ز جان ز خانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
برو چنان به زیر آواز زن
دد بشو، بشو تهمتن و ز هفتخوان گذر
دد بشو، دد بشو، دد بشو
بشو بشو تهمتن و ز هفتخوان گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین چگونه کردهاند مجریا دلق را
ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را
ببین چگونه پول میدهیم، نفت و آب و برق را
ببین احاطه کرده است عدد
فکر خلق را
زباله شو به گوشهای غمین هزار ساله شو، عدد بده
این قرار عاشقانه را، عدد بده
شور و حال عارفانه را، عدد بده
رو جهان بیکرانه را سند بزن
روی رود، روی رود، روی رود، روی رودِ تشنگی، سد بزن
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
چه ماندهاست در کفات، فقط سرنگ انسولین
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
در سهراه آذری کفن شدی
عین ما ز بیکسی ز پیچ و تاب این زمانه
چون چلاندهاندت و رسن شدی
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گ
- در زندگی دو تراژدی وجود دارد. اولی اینکه به مراد قلبت نرسی و دومی اینکه به آن برسی.(برنارد شاو)
- وقتی یک احمق کاری را انجام می دهد که از آن شرمسار است، مرتب تکرار می کند که دارد به وظیفه اش عمل می کند.(برنارد شاو)
- مادرم می گفت شنا کردن را زمانی یاد گرفت که شخصی او را با قایق به دریاچه برد و توی آب انداخت. به او گفتم:" مامان...اون نمی خواست شنا کردن رو بهت یاد بده..."
Paula Poundstone
Paul Rodriguez
- همیشه دشمنان خود را ببخش...هیچ چیز بیشتر از این کفرشان را در نمی آورد(اسکار وایلد)

| Design By : Night Skin |

