تبليغاتX

از ماست که بر ماست


از ماست که بر ماست

اندیشه

آن مرد رفت

آن مرد در باران رفت

آن مرد چتر نداشت

آن مرد ندید که دست کودکی چتر را برایش باز نگه داشته

و من در دفتر مشق کودکیم نوشتم:

بابا رفت

باران بارید

آن مرد رفت

باران بارید

و

چتر روی کاغذ خیس شد. 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/01ساعت 7:12 بعد از ظهر به هنرمندی | |


Design By : Night Skin